السيد محمد حسين الطهراني
30
امام شناسى (فارسى)
نيست ، و اين عنوان خود به تنهائى جامع تمام آن عناوين زشت مىباشد ، و آنجائى كه تا حدّ نهائى مىخواهد از كارى يا عقيدهاى انتقاد كند آن را كار يا عقيدهء جاهلى مىشمارد . أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ . « 1 » « آيا اين مردم حكم جاهليّت را جستجو مىكنند » . يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ « 2 » « گمان مىبرند به خدا گمان باطل مانند گمان مردم جاهليّت » . إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ / « 3 » « در آن زمانى كه كفّار در دل خود عصبيّت جاهليّت را راه دادند و از آن حميّت پيروى كردند » . قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ « 4 » « اى پيغمبر به اين مردم مشرك بگو : آيا شما مرا امر مىكنيد كه غير از خدا را پرستش كنم ؟ اى مردمان جاهل » . قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ « 5 » حضرت موسى در جواب قوم خود كه گفتند : آيا ما را به سخريّه و استهزاء گرفتى ؟ در پاسخ گفت : « من پناه مىبرم به خدا كه از گروه جهّال بوده باشم » . اگر شخصى در ملّت اسلام كارهايش طبق سليقه و خواهشهاى خود باشد و از تبعيّت امام زنده سرپيچى كند ، چه تفاوتى دارد با مردم اهل جاهليّت ؟ آنها خودسر و خودرأى بودند اين نيز خودسر و خودرأى است ، آن به شكلى خاص و اين نيز به صورت و شكلى مخصوص . اگر ربط واقعى با امام نباشد چه تفاوت بين آن صورت و اين صورت ؟ چون حقيقت عدم ربط ، كه ظلمت هوا و ميل نفسانى است در هر دو جا يكى است . كمال و علوّى كه مسلمانان پيدا نمودند در اثر ربط با پيامبر بود ، اگر پس از پيامبر اين رابط كه به صورت ربط با امام است از بين برود همان حقيقت جاهليّت است كه بدين صورت جلوه كرده است ، لذا شخص بدون امام در زندگى و مرگ ، زندگى و مرگ مردمان جاهل را دارا خواهد بود . امام است كه انسان را در اثر تعليم و تربيت خارجى و در اثر اشراقات انوار ملكوتى باطنى زنده مىكند و دل تاريك را با مبدأ نور و روشنائى ربط مىدهد و سيراب مىكند .
--> ( 1 ) - سورهء مائده 5 - آيه 50 . ( 2 ) - سورهء آل عمران 3 - آيه 154 . ( 3 ) - سورهء فتح 48 - آيه 26 . ( 4 ) - سورهء زمر 39 - آيه 64 . ( 5 ) - سورهء بقره 2 - آيه 67 .